یکشنبه,۲۹ شهریور, ۱۳۸۸

نمی دانم…

نمیدانم چه میخواهم بگویم
زبانم در دهان باز بسته است
در تنگ قفس باز است وافسوس
که بال مرغ آوازم شکسته است
نمیدانم چه میخواهم بگویم
غمی در استخوانم می گدازد
خیال نا شناسی آشنا رنگ
گهی می سوزدم گه می نوازد

(ادامه مطلب…)

پنجشنبه,۲۶ شهریور, ۱۳۸۸

سلام دنیا

دوباره هوای نوشتن برم داشته و می خوام بنویسم ، واسه همین هم دوباره : یک ایرانی دات آی ار رو راه انداختم…